Showing posts with label هایکو. Show all posts
Showing posts with label هایکو. Show all posts

Wednesday, February 2, 2011

حس تازه


گرم بود
خیس و لزج
پر تف
وقتی یواشکی
به بچه اسب سفید رنگ تازه متولد شده
یک پر یونجه دادم
و انگشت کوچکم
در دهانش لغزید


2/FEB

Tuesday, January 25, 2011

WroNg


تو در دستان منی
نوازشت می کنم
تو آرام می گریی
نوازشت می کنم
می بوسمت
عطر خوب کوچه می دهی
در کوچه تنها بودی
من بودم و تو
اکنون که در دستانم اسیری
ترا به آزادی می سپارم
گنجیشک زخمی

25/jan

Tuesday, September 22, 2009

دریچه ها


از همان دریچه ی روبرو
دستهایت را به من بده
تا برایشان یک سبد ببافم
و یک گل
تا به گیسوانت بیاویزی